
چرا پیشگیری جایی در سیاستگذاری ندارد؟
پرسشی است که هر بار پس از وقوع یک بحران تازه، با حسرت و خشم تکرار میشود. از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی گرفته تا آسیبهای شهری، محیط زیستی و حتی فرهنگی، الگوی مشترکی دیده میشود: واکنش دیرهنگام، تصمیمهای شتابزده و هزینههایی که میشد بسیار زودتر و با بهایی کمتر از آنها جلوگیری کرد. با این حال، پیشگیری همچنان در حاشیه سیاستگذاری مانده و مدیریت بحران جای آن را گرفته است؛ گویی سیاست، بیش از آنکه هنر دیدن آینده باشد، به مهارت خاموشکردن آتشها تقلیل یافته است. یکی از دلایل اصلی این وضعیت، منطق کوتاهمدت حاکم بر سیاستگذاری است. پیشگیری ذاتاً...

