• صفحه نخست
  • آخرین اخبار
    • فرهنگ و هنر
    • استان
    • سیاسی
    • اقتصادی
  • پیشخوان روزنامه
  • عکس
  • فیلم
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • صفحه نخست
  • آخرین اخبار
    • فرهنگ و هنر
    • استان
    • سیاسی
    • اقتصادی
  • پیشخوان روزنامه
  • عکس
  • فیلم
  • درباره ما
  • تماس با ما
دوشنبه 30 شهریور 1405 | 06:27:00
مهدی احمدی، مدیرمسئول؛

رسانه‌ها؛ تریبون جامعه یا بازتاب قدرت؟

  • شناسه خبر: 2775
  • تاریخ و زمان ارسال: ۱۳ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۱۹
  • نویسنده: goodadmin
این‌که رسانه‌ها تریبون جامعه‌اند یا بازتاب‌دهنده قدرت، دیگر یک پرسش نظری نیست؛ بلکه مسئله‌ای عینی و تعیین‌کننده در میزان اعتماد عمومی است. هرچه فاصله میان روایت رسانه و تجربه زیسته مردم بیشتر شود، این پرسش جدی‌تر و پیامدهای آن نگران‌کننده‌تر می‌شود.

این پرسش، نه یک دوگانه ساده، بلکه مسئله‌ای ریشه‌دار در فهم نقش رسانه در ساختار اجتماعی و سیاسی امروز است. رسانه‌ها از بدو پیدایش خود، هم مدعی نمایندگی افکار عمومی بوده‌اند و هم متهم به بازتولید منافع قدرت.

این دو نقش، گاه هم‌زمان و گاه در تقابل با یکدیگر عمل کرده‌اند، اما در شرایط کنونی، فاصله میان آنچه رسانه‌ها می‌گویند و آنچه جامعه تجربه می‌کند، این پرسش را به‌طرزی جدی‌تر و نگران‌کننده‌تر پیش روی ما گذاشته است.

در تعریف ایده‌آل، رسانه باید صدای جامعه باشد؛ بستری برای بازتاب مطالبات، نقد تصمیم‌ها و شکل‌دهی به گفت‌وگوی عمومی. رسانه، در این معنا، نه صرفاً انتقال‌دهنده خبر، بلکه واسطه‌ای میان قدرت و مردم است.

نهادی که می‌تواند شفافیت ایجاد کند و مانع انباشت بی‌پاسخِ نارضایتی‌ها شود. اما این تصویر، زمانی دچار خدشه می‌شود که رسانه به‌جای انتقال صداهای متکثر جامعه، به بازتاب‌دهنده روایت‌های محدود و رسمی بدل شود.

روایت‌هایی که بیش از آنکه از دل زندگی روزمره مردم برآمده باشند، از منطق قدرت تغذیه می‌کنند.

یکی از نشانه‌های این تغییر نقش، فاصله گرفتن رسانه‌ها از تجربه زیسته جامعه است. وقتی مسائل واقعی مردم ــ از معیشت و امنیت شغلی گرفته تا کیفیت خدمات عمومی ــ یا به حاشیه رانده می‌شود یا با زبانی خنثی و بی‌اثر بازنمایی می‌شود، رسانه دیگر تریبون جامعه نیست.

در چنین وضعیتی، رسانه به‌جای طرح مسئله، آن را تلطیف می‌کند؛ به‌جای پرسشگری، توجیه می‌کند و به‌جای باز کردن میدان گفت‌وگو، دایره بحث را محدود نگه می‌دارد.

نتیجه، کاهش اعتماد عمومی و رویگردانی مخاطب از رسانه‌های رسمی است.

نباید فراموش کرد که رسانه‌ها در خلأ فعالیت نمی‌کنند. ساختارهای مالکیت، وابستگی‌های مالی، خطوط قرمز سیاسی و فشارهای غیررسمی، همگی بر جهت‌گیری رسانه تأثیر می‌گذارند.

در چنین بستری، استقلال رسانه‌ای بیش از آنکه یک واقعیت پایدار باشد، یک وضعیت شکننده است. رسانه‌ای که بقای اقتصادی یا حقوقی‌اش به رضایت قدرت گره خورده باشد، ناگزیر در انتخاب سوژه، زاویه نگاه و حتی واژگان، محافظه‌کار می‌شود.

این محافظه‌کاری، اگرچه ممکن است به‌نام «مسئولیت‌پذیری» توجیه شود، اما در عمل به تضعیف نقش نظارتی رسانه می‌انجامد.

از سوی دیگر، بازتاب قدرت لزوماً به معنای تبلیغات آشکار نیست. گاه این بازتاب، در سکوت‌ها شکل می‌گیرد؛ در خبرهایی که گفته نمی‌شوند، در پرسش‌هایی که هرگز مطرح نمی‌شوند و در روایت‌هایی که حذف می‌شوند.

رسانه‌ای که تنها بخشی از واقعیت را بازنمایی می‌کند، حتی اگر در همان بخش دقیق و حرفه‌ای عمل کند، تصویری ناقص از جامعه ارائه می‌دهد.

این ناقص‌نمایی، به‌مرور، به عادی‌سازی مسائل و کاهش حساسیت عمومی می‌انجامد.

در مقابل، رسانه‌هایی که تلاش می‌کنند تریبون جامعه باشند، با چالش‌های مضاعفی روبه‌رو هستند. انتقال صدای جامعه، اغلب به معنای طرح مطالبات ناراحت‌کننده، نقد سیاست‌ها و باز کردن فضای گفت‌وگوی انتقادی است؛ امری که هزینه دارد.

این رسانه‌ها، بیش از دیگران در معرض فشار، بی‌اعتمادی ساختاری و حتی اتهام‌زنی قرار می‌گیرند. با این حال، تجربه نشان داده است که سرمایه اصلی رسانه، نه حمایت قدرت، بلکه اعتماد مخاطب است.

سرمایه‌ای که تنها با صداقت و پیگیری مسائل واقعی جامعه به دست می‌آید.

نکته مهم دیگر، تغییر نقش مخاطب در عصر رسانه‌های نوین است. امروز، جامعه دیگر صرفاً مصرف‌کننده منفعل خبر نیست. شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های آنلاین، امکان تولید و انتشار روایت‌های جایگزین را فراهم کرده‌اند.

این تحول، اگرچه فرصت‌هایی برای تنوع صداها ایجاد کرده، اما هم‌زمان ضعف رسانه‌های رسمی را نیز عیان‌تر کرده است.

وقتی روایت رسانه با تجربه روزمره مردم هم‌خوانی ندارد، مخاطب به‌سرعت به منابع دیگر رجوع می‌کند؛ حتی اگر آن منابع، از نظر حرفه‌ای یا اخلاقی قابل دفاع نباشند.

در چنین شرایطی، اصرار رسانه‌ها بر بازتاب قدرت، نه‌تنها کارکرد تثبیت‌کننده ندارد، بلکه به تضعیف جایگاه آن‌ها منجر می‌شود.

رسانه‌ای که نتواند نقش واسط میان جامعه و قدرت را ایفا کند، به یکی از بازیگران قدرت تقلیل می‌یابد و این، دقیقاً نقطه‌ای است که مشروعیت رسانه‌ای از دست می‌رود.

مشروعیت رسانه، از همدلی با جامعه و شجاعت در طرح مسئله می‌آید، نه از نزدیکی به قدرت.

در نهایت، پرسش «رسانه‌ها؛ تریبون جامعه یا بازتاب قدرت؟» پاسخی ساده ندارد، اما یک معیار روشن دارد: هرجا رسانه، پیش از آنکه نگران واکنش قدرت باشد، نگران فهم و اعتماد جامعه است، می‌توان به نقش اجتماعی آن امیدوار بود.

اعتماد اجتماعی رسانه‌

مطالب مرتبط

پزشکیان: نیروهای مسلح، پیرو علی(ع) و نماد شجاعت‌اند

رئیس قوه قضائیه انتخاب رهبر سوم انقلاب را تبریک گفت

سرمایه اجتماعی؛ دارایی فراموش‌شده کشور

عارف: برخی قوانین مردمحورند و باید اصلاح شوند

پذیرش نتایج آزمون‌های استاندارد ایران در بیش از ۱۱۰ کشور جهان

پرداخت بیش از ۲۴۷ همت وام ازدواج و فرزندآوری

پزشکیان: حکمرانی «پاسخ‌محور» و اصلاح ساختارهای فرابخشی اولویت دولت است

گشایش‌های راهبردی در حمل و نقل؛ از لایروبی تاریخی اروند تا تکمیل کریدورهای ترانزیتی

لغو پاسخ

پربازدیدترین ها

  • شفاف‌سازی ۶ ناشر بورسی در سامانه کدال
  • ۷ دهک یارانه می‌گیرند؛ ۹ دهک مشمول کالابرگ یک میلیون تومانی شدند
  • خیانت امنیتی و بازی جدید غربگرایان برای انتخابات
  • مصوبه ۱۰ بندی حمایتی دولت از بورس به لایحه بودجه پیوست شد
  • مردم نشانه های اولیه کرونا را جدی بگیرند/ چهار رقمی ماندن بستری های گیلان
  • ۱۸۰ پروژه عمرانی و خدماتی تا پایان سال در پایتخت به بهره‌برداری می‌رسد

روزنامه اجتماعی، اقتصادی «خوب»
با رویکرد به اخبار مثبت و خوب

دسترسی سریع

  • صفحه اصلی
  • آرشیو روزنامه
  • تماس با خوب

شبکه های اجتماعی

Twitter Whatsapp Telegram Instagram

تمامی حقوق مادی و معنوی این رسانه متعلق به روزنامه خوب می باشد 

طراحی و توسعه | مانا توسعه پردازان بوم کار