• صفحه نخست
  • آخرین اخبار
    • فرهنگ و هنر
    • استان
    • سیاسی
    • اقتصادی
  • پیشخوان روزنامه
  • عکس
  • فیلم
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • صفحه نخست
  • آخرین اخبار
    • فرهنگ و هنر
    • استان
    • سیاسی
    • اقتصادی
  • پیشخوان روزنامه
  • عکس
  • فیلم
  • درباره ما
  • تماس با ما
یکشنبه 15 شهریور 1405 | 19:47:52
اقتصاد شهری زیر ذره‌بین

روایتی از کاهش قدرت خرید خانواره

  • شناسه خبر: 2530
  • تاریخ و زمان ارسال: ۶ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۳
  • نویسنده: goodadmin
گسترش فروش قسطی در بیلبوردهای شهری فقط یک ترفند تبلیغاتی نیست؛ این پدیده به نشانه‌ای روشن از کاهش قدرت خرید، نااطمینانی اقتصادی و تغییر الگوی مصرف خانوارها تبدیل شده است.

مهدی احمدی مدیرمسئول

چرا فروش همه برندها در بیلبوردهای شهر قسطی شده‌اند؟ این پرسش در نگاه اول شاید بیشتر شبیه یک گلایه شهری یا نقد تبلیغات به نظر برسد، اما در واقع نشانه‌ای فشرده و گویا از یک تغییر عمیق در ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه است.

«قسطی» دیگر فقط یک روش فروش نیست؛ به یک منطق مسلط در زندگی روزمره تبدیل شده است. از موبایل و لوازم خانگی گرفته تا خدمات درمانی، آموزش، سفر و حتی خریدهای روزمره، همه‌چیز با وعده پرداخت‌های آینده عرضه می‌شود. شهر پر از پیام‌هایی است که می‌گویند: «الان بخر، بعداً فکرش را بکن.»

اقتصاد قسطی زمانی معنا داشت که فاصله‌ای موقت میان درآمد و نیاز وجود داشت؛ یعنی خانواده‌ای که توان پرداخت یکجای هزینه‌ای را نداشت، اما با اطمینان از درآمد آینده می‌توانست آن را جبران کند.

امروز اما وضعیت تغییر کرده است. قسطی‌فروشی دیگر پل کوتاه‌مدت نیست، بلکه به جاده‌ای دائمی تبدیل شده که بسیاری از خانوارها ناچارند همیشه روی آن حرکت کنند. افزایش مزمن تورم، کاهش قدرت خرید و بی‌ثباتی درآمد باعث شده پرداخت نقدی به یک استثنا تبدیل شود، نه قاعده.

بیلبوردهای قسطی در واقع اعتراف بزرگ اقتصاد شهری‌اند؛ اعتراف به این‌که بخش بزرگی از جامعه دیگر توان خرید نقدی ندارد. وقتی تبلیغ‌کننده مطمئن است که اگر شرط اقساط را حذف کند مشتری را از دست می‌دهد، یعنی بازار به نقطه‌ای رسیده که «توان پرداخت» جای خود را به «توان تعهد» داده است.

مردم به جای آنکه بپرسند آیا می‌توانم بخرم، می‌پرسند آیا می‌توانم قسطش را بدهم؟ این جابه‌جایی ظریف، اما بسیار معنادار است. اقتصاد قسطی فقط نتیجه فقر نیست، بلکه محصول نااطمینانی نیز هست.

در شرایطی که آینده مبهم است، افراد ترجیح می‌دهند نیازهای امروز را به تعویق نیندازند و هزینه آن را به آینده‌ای نامعلوم حواله دهند. این رفتار در سطح فردی قابل درک است، اما در سطح جمعی پیامدهای سنگینی دارد.

انباشت تعهدات ماهانه، انعطاف‌پذیری مالی خانوار را از بین می‌برد و با کوچک‌ترین شوک اقتصادی، افراد را به سرعت وارد چرخه بدهی می‌کند.

تبلیغات قسطی همچنین نقش مهمی در عادی‌سازی بدهکار بودن ایفا می‌کند. بدهی دیگر یک وضعیت اضطراری یا استثنایی نیست، بلکه به بخشی از سبک زندگی تبدیل شده است. شهر به شهروندانش می‌آموزد که طبیعی است همیشه چند قسط در راه داشته باشند.

این عادی‌سازی، حساسیت اجتماعی نسبت به ریسک بدهی را کاهش می‌دهد و مرز میان «توان مالی» و «توهم توان مالی» را مخدوش می‌کند.

از منظر بنگاه‌های اقتصادی، گسترش فروش اقساطی واکنشی طبیعی به رکود تقاضاست. وقتی بازار کشش ندارد، فروشنده ناچار است با ابزارهای اعتباری تقاضا خلق کند.

اما این راه‌حل کوتاه‌مدت، در بلندمدت می‌تواند به تضعیف سلامت مالی کل اقتصاد منجر شود. افزایش خریدهای قسطی بدون رشد واقعی درآمد، به معنی انتقال بحران از سطح بازار به سطح خانوار است.

به بیان دیگر، رکود امروز با بدهی فردا مدیریت می‌شود.

اقتصاد قسطی همچنین شکاف‌های اجتماعی را پنهان می‌کند. بیلبوردها تصویری از دسترسی همگانی به کالا و خدمات ارائه می‌دهند، اما واقعیت این است که هزینه نهایی این دسترسی برای همه یکسان نیست.

اقشار کم‌درآمد معمولاً اقساط طولانی‌تر، سود بالاتر و ریسک بیشتری را می‌پذیرند. به این ترتیب، قسطی‌فروشی می‌تواند نابرابری را نه کاهش، بلکه بازتولید کند؛ آن هم به شکلی نامرئی و تدریجی.

نکته مهم دیگر، تأثیر اقتصاد قسطی بر تصمیم‌های بلندمدت زندگی است. وقتی بخش بزرگی از درآمد ماهانه صرف بازپرداخت تعهدات گذشته می‌شود، امکان پس‌انداز، سرمایه‌گذاری، فرزندآوری یا حتی تغییر شغل کاهش می‌یابد.

زندگی به مجموعه‌ای از پرداخت‌های سررسیددار تقلیل پیدا می‌کند و آینده به جای آنکه افق انتخاب باشد، به لیستی از بدهی‌ها تبدیل می‌شود.

در نهایت، بیلبوردهای قسطی فقط پیام تبلیغاتی نیستند؛ آن‌ها آینه‌ای هستند که وضعیت اقتصاد را به زبان ساده و بی‌واسطه نشان می‌دهند.

شهری که دیوارهایش پر از وعده پرداخت فرداست، شهری است که حالِ اقتصادی‌اش خوب نیست. اقتصاد قسطی اگرچه می‌تواند مسکن موقتی برای کاهش فشار معیشتی باشد، اما وقتی به قاعده غالب تبدیل می‌شود، نشانه بیماری ساختاری است.

مسئله اصلی نه قسطی‌فروشی، بلکه اقتصادی است که مردمش دیگر توان خرید نقدی زندگی را ندارند.

اقتصاد شهری تبلیغات شهری تورم کاهش قدرت خرید

مطالب مرتبط

بخشودگی جریمه دیرکرد وام‌های خرد توسط بانک‌ها تا ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

سقف برداشت از دستگاه‌های خودپرداز به ۵ میلیون ریال رسید

دیپلماسی منطقه‌ای ایران؛ کلید توسعه تجارت و عبور از فشار تحریم‌ها

معاون وزیر اقتصاد: بانک‌ها در حال ارائه خدمات و مشکلات اخیر بزودی رفع می‌شود

رشد ۳۴ درصدی صادرات ایران به قطر؛ تراز تجاری به نفع تهران مثبت شد

۶۴۰۰ مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر در حال احداث است؛ عبور ظرفیت نصب‌شده از ۴۲۰۰ مگاوات

برنامه‌های ویژه وزارت نیرو برای تأمین پایدار آب و برق تابستان ۱۴۰۵

وقتی دستمزد از سبد معیشت جا می‌ماند

لغو پاسخ

پربازدیدترین ها

  • شفاف‌سازی ۶ ناشر بورسی در سامانه کدال
  • ۷ دهک یارانه می‌گیرند؛ ۹ دهک مشمول کالابرگ یک میلیون تومانی شدند
  • خیانت امنیتی و بازی جدید غربگرایان برای انتخابات
  • مصوبه ۱۰ بندی حمایتی دولت از بورس به لایحه بودجه پیوست شد
  • مردم نشانه های اولیه کرونا را جدی بگیرند/ چهار رقمی ماندن بستری های گیلان
  • ۱۸۰ پروژه عمرانی و خدماتی تا پایان سال در پایتخت به بهره‌برداری می‌رسد

روزنامه اجتماعی، اقتصادی «خوب»
با رویکرد به اخبار مثبت و خوب

دسترسی سریع

  • صفحه اصلی
  • آرشیو روزنامه
  • تماس با خوب

شبکه های اجتماعی

Twitter Whatsapp Telegram Instagram

تمامی حقوق مادی و معنوی این رسانه متعلق به روزنامه خوب می باشد 

طراحی و توسعه | مانا توسعه پردازان بوم کار