زهر نور
- شناسه خبر: 3869
- تاریخ و زمان ارسال: 12 اسفند 1404 ساعت 15:46

مهدی احمدی، مدیرمسئول
در جهان امروز، آینده دیگر آن مسیر خطی و قابل محاسبهای نیست که بتوان برایش نسخههای قطعی پیچید. افزایش تنشهای ژئوپلیتیک، تحولات سریع فناوری و بیثباتی در نظم بینالملل، عدمقطعیت را به یکی از ویژگیهای اصلی تصمیمگیری تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، برنامهریزی همچنان ضروری است، اما نه به معنای تکیه بر پیشبینیهای قطعی، بلکه در قالب سیاستگذاری منعطف، مرحلهبهمرحله و مبتنی بر سناریوهای مختلف شکل میگیرد.
پرونده مذاکرات ایران و آمریکا نمونهای گویا از همین وضعیت است. هنوز نتیجهای مشخص از گفتوگوها حاصل نشده، اما بازار روایتها از مدتها قبل داغ است؛ یک روز از توافق قریبالوقوع میگویند و روز دیگر، همهچیز را منتفی اعلام میکنند. این نوسان خبری، تنها یک مسئله رسانهای نیست؛ بلکه اثر خود را بر انتظارات جامعه، رفتار بازار و تصمیمهای اقتصادی میگذارد.
در همین نقطه است که نقش سیاستهای برنامهریز جمهوری اسلامی برجسته میشود. تأکید مؤکد بر پرهیز از شرطیسازی اقتصاد، دقیقاً پاسخی به همین فضای ناپایدار است. تجربه سالهای گذشته نشان داده هرگاه معیشت مردم و مسیر اقتصاد کشور به یک متغیر بیرونی گره خورده، آسیبپذیری افزایش یافته و هزینههای ناخواستهای بر جامعه تحمیل شده است.
در فضای فعلی، تمایز میان تحلیل و پیشگویی اهمیتی دوچندان دارد. تحلیل واقعی، محصول جمعآوری داده، شناخت محدودیتها و درک پیچیدگیهای سیاست خارجی است؛ اما آنچه این روزها فراوان دیده میشود، تحلیلهایی است که با قطعیت بالا و پشتوانه ضعیف، آینده را پیشگویی میکنند. این رویکرد نهتنها به روشن شدن افق کمک نمیکند، بلکه به تشدید هیجان و بیثباتی انتظارات نیز دامن میزند.
در مقابل، رویکرد رسمی کشور بر صبر راهبردی، احتیاط در اعلام نتایج و حرکت گامبهگام استوار است. دیپلماسی در این چارچوب، نه عرصه نمایش پیروزیهای لحظهای، بلکه ابزاری برای حفظ منافع ملی، کاهش هزینهها و افزایش قدرت چانهزنی در بلندمدت به شمار میآید.
یکی از خطاهای رایج در فضای عمومی، فهم سیاست خارجی با منطق برد و باخت فوری است. هر توقف در مذاکرات، شکست تلقی میشود و هر خبر مثبت، پیروزی نهایی. در حالی که تجربه سالهای گذشته نشان داده مسیر دیپلماسی پیچیده، زمانبر و پرنوسان است. توافق، اگر قرار است مفید باشد، باید پایدار، قابل اتکا و متناسب با ظرفیتهای داخلی طراحی شود.
از همین رو، تأکید بر تقویت توان داخلی، خنثیسازی تحریمها و کاهش آسیبپذیری اقتصادی، نه به معنای بیتوجهی به دیپلماسی، بلکه مکمل آن است. سیاستگذاری عقلانی، مذاکره را به فرصتی در کنار سایر ابزارها تبدیل میکند، نه تنها تکیهگاه اقتصاد.
آینده با هیجان رسانهای ساخته نمیشود. آنچه مسیر کشور را تعیین میکند، کیفیت تصمیمگیری، انسجام داخلی و سیاستگذاریهای درست مبتنی بر اصول و واقعیتهای جامعه است. بازار پیشبینیها ممکن است شلوغ و پرصدا باشد، اما آینده را نه تیترها، نه فضای مجازی و نه هر کارشناسِ «بعد از اینی» میتواند مشخص کند؛ بلکه برنامهریزی آرام، دقیق و واقعبینانه میطلبد.
